محمد تقي جعفري
374
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
با اين كه ماده خلق در شكل ماضى امر خلقت را تمام شده معرفى مىكند . كلماتى در قرآن مجيد با فعل مضارع افعال وصفات خداوندى را بيان مىكند در صورتى كه جريان آن افعال وفعاليت صفات الهى استمرارى است مانند : « إِنَّ الله ومَلائِكَتَه يُصَلُّونَ عَلَى اَلنَّبِيِّ 33 : 56 » ( 1 ) ( خداوند وفرشتگانش به پيامبر درود مىفرستند ) « إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ اَلرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ ويَقْدِرُ 17 : 30 » ( 2 ) ( پروردگار تو روزى را بر كسى كه بخواهد مىگستراند وقدرت خواهد داشت ) با نظر به اصول عقلانى و آيات قرآنى به اين نتيجه مىرسيم كه مشيت الهى در قلمرو ماوراى طبيعت مجرد از زمان وفضا و ساير قوانين جاريه در جهان طبيعت به وجود مىآيد و موقعى كه به پهنهء طبيعت سرازير مىشود رنگ وعوارض ولوازم طبيعت را از قبيل زمان وفضا وعليت و غير ذلك مىپذيرد ، يا عالم هستى مشتقى از مشيت او است . پس افعال خداوندى با نظر به انتساب آنها به مقام شامخ ربوبى ما فوق زمان وفضا وقوانين طبيعت بوده و پس از تحقق عينى در جهان طبيعت در مجراى امور مزبوره قرار مىگيرد ، مانند فعاليتهاى من انسانى كه از جنبهء ارتباط با من ، ما فوق اصول طبيعى و از جنبهء پياده شدن در كالبد مادى وجهان طبيعت در مجراى اصول وقوانين طبيعت قرار مىگيرد . از اين مبحث روشن مىشود كه آياتى كه ماده علم الهى را با كلمات زمانى در قرآن بيان مىكند ، چه ماضى و چه مضارع يا مستقبل خالص ، مسلوب از خصوصيت گذشتهاى وآيندهاى بوده ، مانند ساير افعال خداوندى بيان نمودار شدن حوادث ورويدادها در پهنهء جهان هستى است كه معلوم خداوندى است .
--> ( 1 ) سوره الاحزاب ، آيهء 55 . . ( 2 ) سوره الاسراء ، آيهء 30 . .